عبد الله احمديه
212
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )
بيمار پنجم * آقاى عبادى صاحب تعميرگاه ، مبتلاء به درد ناحيه كليه شده بود . مخصوصا وقتى قدرى راه مىرفت و مىايستاد بر شدت آن افزوده مىشد . دمى استراحت مىكرد و دراز مىكشيد تا درد تسكين يابد . براى درمان به آقاى دكتر لقمان الملك مراجعه كردند . ايشان دستور راديوگرافى و آزمايش ادرار را دادند . در عكس مورد غير طبيعى مشاهده نشد ولى در ادرار به قدر 20 سانتىگرم آلبومين موجود بود . لذا سپردند كه استراحت نموده و هميشه سعى كند دراز بكشد . داروهاى مناسب نيز تجويز كردند . به دستور رفتار كرد . پس از چندى به تصور بهبود قطعى به راه افتاد . مجددا همان درد و ناراحتى در ناحيه كليهها احساس شد . اينبار هم پزشك معالج همان دستور پيش را با جزئى تغيير به او دادند . بيمار باز پس از دو سه هفته استراحت همينكه به راه افتاد همان درد بروز كرد . خلاصه چند بار بدين منوال گذشت . در اين مدت آزمايشهاى مختلف انجام گرفت . خوراكش را منحصر به شير كرد و هميشه به حال درازكش بود تا اينكه پس از سه ماه مرا به عيادت او بردند . معاينه دقيق نموده و آزمايشها را مورد بررسى قرار دادم . در وجودش مورد غير طبيعى نيافتم . ولى در تجزيه ادرار وجود اگزالات دوشو توجهم را به سنگ كليه جلب كرد . بارها شاهد بودهام كه راديوگرافى از كليهها سنگى را نشان نمىداد ولى وجود اگزالات كلسيم در ادرار موجب جلب توجهم به سنگ موجود در كليه مىگرديد . نتيجتا با تجويز داروهاى خاص و بهكارگيرى روش خود هربار توانسته بودم پس از مدتى ترتيب دفع سنگهاى ريز را داده و بيمار را بهبود بخشم . ازاينرو در مورد اين بيمار نيز حدسم به سنگ كليه رفت . لذا دستور دادم كه روزى يكى دو مشت كنجد ، كمتر از يك مثقال سياهدانه و روزانه يكى دو استكان آب ترب بخورد . نسخهاى هم مركب از تخم خياربن ، تخم خربزه ، تخم كدو و تخم گشنيز دادم كه همهروزه شيره كشيده و بخورد و يا اينكه اين تخمها را جويده شيره آن را فروبرد و تفاله را دور ريزد . طبق دستور رفتار كرد . بعد از شش روز بدون ذرهاى احساس درد و كسالت به مطب اينجانب